السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
25
هدايتگران راه نور ، زندگاني حضرت علي الهادى (ع) (فارسى)
بسيار احترام گذاشت و خوبى كرد . « 1 » روزگار امام هادى عليه السلام به واسطهء وجود تحولات سياسى ، دوره ممتازى بود . چرا كه در اين دوره ، بازگشت تركان به كاخ عبّاسى فزونى گرفت و هر يك از فرماندهان آنان به طرف يكى از نامزدهاى خلافت گراييده بودند و در پى فرصت مىگشتند تا نامزد مورد نظر خود را به حكومت بنشانند و با خليفه ناميدن او و به نام وى امور و مصالح كشور را هرطور كه خواهند به بازى بگيرند . پس از وفات معتصم ، فرزندش الواثقباللَّه عهدهدار حكومت شد و ابنالزيات را به وزارت خويش برگزيد و بر برادر خود جعفر خشم گرفت . امّا حكومت او ديرى نپاييد كه با مرگ وى پايان پذيرفت ومتوكّل جانشين او شد وابن الزيات را كشت . دوران حكومت متوكّل تا حدودى روى ثبات و آرامش به خود ديد . اندكى پيش از مرگ واثق از وى در بارهء جانشينش پرسيد و او پاسخ داد : خدا مرا نبيند كه خلافت را زنده و مرده به گردن خويش بندم ! از اين سخن معلوم مىشود كه خلافت در عصر او حاوى چه مفهومى بوده است . آيا مگر اين واژه بجز سركوب و فريب و توطئه و غوطه ورى در شهوتها مفهومى ديگرى هم داشت ؟ بعلاوه مگر او خود برادرش متوكّل را پس از آنكه امارت حج را به دو سپرد ، به اين خاطر كه پى برد او بر سر
--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 207 - 208 .